زماني او از كودكي خوسته بود كه درفيلمش بازي كند. آن كودك كه نمي دانسته كيارستمي يكي از مطرح ترين كار گردانان جهان است به او گفت كه آيا “خشايار” شخصيت معروف تلويزيوني را مي شناسد و كيارستمي كه رابطه چندان خوبي با تلويزيون نداشته جواب منفي ميدهد. كودك به او مي گويد كه خشايار مي تواند 60 ميليون نفر را بخنداند ولي تو چه كار ميتواني بكني .
عباس کیارستمی (زادهٔ ۱ تیر ۱۳۱۹، تهران)فیلمنامهنویس، تهیهکننده و کارگردان سینمای ایرانی است که آثار وی اغلب با استقبال فراوان منتقدان روبهرو شده است. کیارستمی از سال ۱۹۷۰ میلادی در عرصهٔ سینما فعالیت میکند و تاکنون بیش از ۴۰ فیلم سینمایی، کوتاه یا مستند را ساخته، نوشته، یا تهیه کردهاست. از مهمترین آثار وی میتوان به سهگانه زلزله، طعم گیلاس و باد ما را خواهد برد اشاره کرد.
کیارستمی علاوه بر سینما در عرصههای دیگر هنری از جمله شعر، عکاسی، چیدمان، موسیقی، طراحی گرافیک و طراحی نیز فعال است. او را باید در زمره سینماگران موسوم به موج نوی سینما در ایران به شمار آورد. سادگی استفاده از کودکان به عنوان نقش اول و قهرمان داستان، سبک مستندگونه، بهرهگیری از فضاهای روستایی، حذف کارگردان، شاعرانگی و نیز مکالمه شخصیتها در خودرو برخی از ویژگیهای فیلمهای کیارستمی است.
/درباره عباس کیارستمی/
کیارستمی در سال ۱۳۱۹ متولّد شد. او دارای لیسانس نقاشی از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران است. عباس کیارستمی از سال ۱۳۴۰ به عنوان نقاش تبلیغاتی در «آتلیه ۷» و یکی دو مؤسسهٔ دیگر به کار طراحی جلد کتاب و آفیش پرداخت، و بعدها به «تبلی فیلم» رفت. از سال ۱۳۴۶ در «سازمان تبلیغاتی نگاره» به طراحی و ساختن تیتراژ فیلم پرداخت که نخستین آنها تیتراژ فیلم «وسوسهٔ شیطان» ساختهٔ محمد زرین دست بود.
هفت چنار چیدمان عباس کیارستمی منتخب چهارمین جشن تصویر ایران، (نصب شده در خانه هنرمندان ایران)طراحی پوستر و ساخت تیتراژ فیلمهای قیصر و رضا موتوری ساختهٔ مسعود کیمیایی را او انجام داد. مدتی بعد به دعوت فیروز شیروانلو، که مسئولیت «امور سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» را داشت به «کانون» رفت و در سال ۱۳۴۹ فیلم کوتاه نان و کوچه را ساخت. در سال ۱۳۵۱ فیلم زنگ تفریح را ساخت و با ساخت فیلم «مسافر» در سال ۱۳۵۳ مطرح شد. او در سینمای بعد از انقلاب پایهگذار سینمایی شد که تا به حال فیلمسازان زیادی پیرو این نوع سینما، فیلم ساخته و مطرح شدهاند. عباس کیارستمی با فیلم طعم گیلاس در سال ۱۹۹۷ جایزه نخل طلای جشنواره فیلم کن را هم از آن خود کردهاست.
/ دیگر فعالیتها/
کیارستمی تجربههای متفاوتی در زمینههای مختلف نظیر آهنگسازی، طراحی صحنه و لباس، تدوین و حتی بازیگری داشتهاست ، وی همچنین عکاسی شناخته شدهاست همچنین به تازگی دو کتاب از ادبیات کلاسیک ایران به نامهای حافظ به روایت عباس کیارستمیو سعدی از دست خویشتن فریاد را منتشر ساختهاست.
در حراجی کریستی دبی به تاریخ ۱ مه ۲۰۰۸، عکسی از کلکسیون عکسهای عباس کیارستمی به قیمت حدود ۱۳۰ هزار دلار فروخته شد.
/ عقاید سیاسی/
کیارستمی با اشاره به دو مشارکت سیاسی خود در سن ۱۵ سالگی و همچنین در انقلاب سال ۱۳۵۷،گفتهاست که دیگر هیچگاه مشارکت سیاسی نخواهد داشت او همچنین انقلاب را با انگیزههای مشروع ولی غیر عقلانی واحساسی میداند که باعث از بین رفتن قانونگرایی میشود.او در مصاحبهای در سال ۲۰۰۷ درباره محمود احمدی نژاد می گوید:من فکر می کنم او کارش را خوب انجام نداد.او با وعده رفع مشکلات اقتصادی به قدرت رسید که هیچکدام از آن ها را عملی نکرد.
/نقاش بدی که فیلمساز بزرگی شد/
اما عباس کیارستمی وورودش به دنیای فیلمسازی ،بسیار جالب بوده است . خود او زمانی در گفت وگو با نشریه نشنال امارات گفته بود : «فكر ميكنم چون نميتوانستم نقاشي كنم به ساخت فيلم رو آوردم. نقاشي من خيلي بد بود، بهطوريكه دوره چهار ساله را در 13 سال در دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران به پايان رساندم.!
«عباس كيارستمي» در بخش ديگري از اين گفتوگو يادآور می شود : «بعد از آنكه از دانشگاه فارغالتحصيل شدم، شروع به كار برروي فيلمهاي تجاري كردم كه مرا با مكانيزم فيلمسازي و دوربين آشنا كرد. از آنجا بود كه ساخت فيلمهاي كوتاه براي كودكان را آغاز كردم و پس از آن به مطالعه عكاسي پرداختم.»
/دوران نوجوانی کیارستمی به روایت آغداشلو/
بدنیست بدانید آيدين آغداشلو، در كلاس ششم و هفتم دبيرستان همكلاسي کیارستمی بوده ودر اظهار نظر جالبی چهره دقيقي از او در اين دوره ترسيم ميكند: « پسربچه سخت ساكت و آرامي را مييابم كه پوستي تيره و بيني صاف و زيبايي دارد با وقار و تودار هنر را دوست دارد و نقاشي خوب را كه ميبيند در او آرامش گذار و برقي را ميبيني،درخشش گوهري گاه و بيگاه در افق شبي ساكت و.....»
كيارستمي نيز در جايي گفته است،تصويري كه آغداشلو از گذشته او ارايه داده،كاملا درست است،اما كمتر شباهتي به شخصيت امروز او ندارد.
/نان و کوچه/
نان و کوچه عباس کیارستمی در سال ۱۳۴۹ خورشیدی ساخته شده است . کیارستمی این فیلم را بر اساس طرحی از برادرش نوشته است . نان و کوچه در زمان ساخت با استقبال فراوان مخاطبان رو به رو شد. منتقدان مطبوعاتی نیز به این فیلم بسیار توجه نشان دادند، چنان که روزنامه کیهان در مقالهای آن را فیلمی فوقالعاده از ایران لقب داد.پسربچهای با نان سنگکی در زیر بغل میخواهد از کوچهای بگذرد اما حضور یک سگ مانع میشود. پسرک منتظر میماند تا سگ کنار برود. در همین زمان جوانی سوار بر الاغ و پس از آن یک دوچرخهسوار از آنجا به راحتی عبور میکنند. سپس نوبت به پیرمردی میرسد که با سمعکی در گوش از کنار او میگذرد. پسر از فرصت استفاده میکند و در سایه پیرمرد به راه خود ادامه میدهد. در میانه راه پیرمرد وارد خانه خود میشود و پسربچه به ناچار ادامه مسیر را خود به تنهایی باید طی کند. سگ به طرف او میجهد و پسرک با پرتاب تکهای نان او را آرام میکند. سگ همچنان او را دنبال میکند تا این که پسر وارد خانه میشود و سگ پشت در لم میدهد. لحظهای بعد پسرکی دیگر با کاسهای ماست به سگ نزدیک میشود. دروبین بر تصویر وحشتزده پسر در زمینه پارس سگ ثابت میشود.
کیارستمی تا زمان ساخت این فیلم نزدیک به ۱۵۰ فیلم کوتاه تبلیغاتی ساخته بود، ولی هنوز ابزار دوربین و شیوه کار با آن را نمیشناخت!
کیارستمی برای یافتن پسرک فیلم و خانه مورد نظر و نیز کوچه پسکوچههای به هم پیوسته روزهای متوالی جستوجو میکند تا سرانجام در حوالی امامزاده صالح در منطقه شمیران آن را مییابد.
فیلمبرداری صحنه مربوط به سگ (ورود پسر به خانه و سپس لمدادن سگ پشت در) ۴۰ روز به طول انجامید، چون کیارستمی حاضر نبود از کات استفاده کند! صحنه مذکور بالاخره ضبط میشود، اما کیارستمی با خونسردی اعلام میکند که به برداشت دومی نیاز داریم چون ممکن است فیلم در لابراتوآر خراب شود! این مساله موجب میشود تا فیلمبردار (مهرداد فخیمی) گروه را ترک کند.
فخیمی در اوج بگومگو با کیارستمی نسخهای از کتاب فیلم و کارگردان نوشته دان لیوینگستن را به کیارستمی نشان میدهد. کیارستمی با خواندن کتاب متوجه میشود نان و کوچه بر اساس فرمولهای ارایه شده پر از اشتباه است. از اینجا تردیدهای وی شروع میشود. اما به کار خود ادامه میدهد و در نهایت پس از تحسین هژیر داریوش در مصاحبه مطبوعاتی اعتماد به نفس او را برمیگرداند.
/زنگ تفریح /
زنگ تفریح عنوان دومین فیلم عباس کیارستمی است که در سال ۱۳۵۱ خورشیدی ساخته شد . «زنگ تفریح» دومین ساخته كیارستمی نیز یك فیلم كوتاه بدون دیالوگ و ضدقصه است كه آنارشیسم نهفته در یك محصل دبستانی - كه به جرم شكستن شیشه پنجره مدرسه تنبیه شده - را در فضایی تلخ و پر از تنهایی به تصویر میكشد.به خلاف فیلم نخست از این فیلم استقبال چندانی نشد. منتقدان نیز این فیلم را نکوهش کردند. اما کیارستمی خود معتقد است که این فیلم راه جدیدی در سینما میگشاید، گر چه اعتراف میکند که قصه فیلم کمبودهایی دارد. با این همه این فیلم به نوعی آغاز سینمایی است که به آن سینمای کیارستمی میگویند.
دارا در راهروی مدرسه به دیوار تکیه دادهاست. توپی دارد و بادکنکی که در حال باد کردن آن است. او و دوستش اکبر با توپ شیشه پنجره مدرسه را شکستهاند. ناظم مدرسه او را تنبیه میکند. پس از به صدا درآمدن زنگ تعطیلی مدرسه دارا و دیگر دانشآموزان به سوی در مدرسه هجوم میبرند. در کوچه عدهای نوجوان مشغول بازی هستند. دارا ضربهای به توپشان میزند و فرار میکند. یکی از بچهها او را دنبال میکند و دارا وارد خانهای میشود. وقتی مطمئن میشود که پسر رفتهاست از آن خانه خارج میشود و به سوی خارج شهر میرود. در کنار جاده عبور ماشینها را تماشا میکند، سپس بر خلاف جهت حرکت ماشینها به راهش ادامه میدهد. تصویر به مرور سفید میشود.
/دوراه حل برای یک مسئله /
دارا کتاب نادر، هم کلاسی اش را قرض گرفته است. وقتی آن را پس میدهد نادر می بیند کتاب پاره شده است. نادر هم کتاب دارا را پاره میکند و بین شان دعوا میشود و گلاویز میشوند. داستان یک بار دیگر تکرار میشود این بار نادر کتاب را به دارا نشان میدهد و میگوید کتابش پاره شده است، دارا پارگی کتاب او را با چسب می چسباند.
/گزارش/
گزارش به نوعی نخستین ساخته عباس کیارستمی محسوب می شود که در سال ۱۳۵۶ خورشیدی ساخته شد.فیلم به زندگی یک کارمند اداره دارایی میپردازد. در ابتدای فیلم او را به دلیل دریافت رشوه از کار معلق میکنند و از همان جا مشکلات وی بخصوص با همسرش شروع میشود.كيارستمي در گفتگويي كه با ايرج صابري بعد از ساخت فيلم « گزارش» داشت،عنوان می کند:« من فيلمهايم را بطور حسي ساختهام ،سبك كار چيزي نيست كه بتوان از پيش تصميم گرفت و بعد آنرا پياده نمود. حال كه درباره فيلمهايم فكر ميكنم ،ميبينم بين آنها از نظرحفظ واقعيتها نوعي شباهت و نقاط مشترك وجود دارد كه اگرعناوين آنها را برداريم ،همه دريك خط قرارميگيرند و اين خط را من هيچ وقت با تصميم قبلي واز روي قصد بوجود نياورده ام.»
/قضیه شکل اول، شکل دوم/
قضیه شکل اول، شکل دوم فیلمی ایرانی و اولین فیلم به کارگردانی عباس کیارستمی پس از انقلاب و محصول سال ۱۳۵۸ است. این فیلم از جمله فیلمهای اوست که بافت در حال تغییر سریع و ناپایدار فرهنگی و سیاسی دهه ۱۹۷۰ و اوایل ۱۹۸۰ فیلمهای او را نشان میدهد.جدا از گرایشهای مختلف نسبت به پوشش دادن فیلم نسبت به اتفاقات (خصوصاً با نشان دادن رهبران چپگرا و معتدلی که به زودی غیرقانونی شناخته شدند)، با نشان دادن زنان بیحجاب (همانطور که در دوره شاه سابق برای مدرنیزه کردن تصویر کشور تشویق میشد) این تصویر هویت سیاسی و فرهنگی ایران به زودی از سوی حکومت پس از انقلاب ممنوع شد.این فیلم مستندی درباره معلمی است که گروهی از دانشآموزان را وقتی یک از آنها به زدن روی میز اقرار نمیکند و آنها هم او را لو نمیدهند از کلاس اخراج میکند. کیارستمی این فیلم را به کارشناسان آموزشی محمدرضا شاه پهلوی نشان داد و از نظرات آنها فیلمبرداری کرد. وقتی فیلمبرداری تقریباً تمام شد، در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷، روح الله خمینی از تبعید به تهران برگشت و ۱۰ روز بعد جمهوری اسلامی اعلام کرد. کیارستمی شروع به ساخت مجدد فیلم کرد، توضیحات آن را حذف کرد و ساختارش را تغییر داد. او تصمیم گرفت فیلم را به یک مساله دشوار دراماتیزه شده تبدیل کند: شکل اول شامل دانشآموزانی بود که زیر بار نام بردن شخص مجرم نمیرفتند؛ در شکل دوم یکی از دانشآموزان مقصر را معرفی میکند و اجازه مییابد به کلاس برگردد. از همه ناظران جدید، از جمله وزیر جدید آموزش و پرورش، در حال نظر دادن درباره دو شکل فیلمبرداری شد. تفاوت دیدگاههای آنها و تاثیر آنها از فرهنگ سیاسی آن روزها در سخنان هر یک روشن است. خیلی از آنها فیلم را تمثیلی از پلیس مخفی شاه در نظر گرفتند.
فیلم بلافاصله برنده جایزه جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان تهران شد؛ گرچه، به زودی پس ز آن دولت آن را به این خاطر که پیام حدس زده شدهٔ آن خرابکارانه پنداشته میشد و بعضی از نظرات از اعضای گروههای سیاسی (کمونیست، جبهه دموکراتیک ملی ایران) ابراز میشد که غیرقانونی اعلام شده بودند ممنوع کرد. این فیلم فقط در بزرگداشت کیارستمی در سال ۲۰۰۳ در تورین به نمایش درآمد. این فیلم پس از سی سال در شهریور ماه ۱۳۸۸ در اینترنت، اکران عمومی شد.
هفت پسر دبیرستانی از کلاس درس اخراج میشوند. معلم تهدیدشان میکند که اگر اسم کسی را که با صدای ضربِ مداد روی میز، نظمِ کلاس را بر هم میزده به او نگویند، یک هفته از حضور در کلاس درس منع خواهند شد. کات. گفتگو با دهها نفر از مطرحترین سیاستمداران و روشنفکران دوران انقلاب درباره این که راه حل صحیح اخلاقی برای این مسئله چیست. نورالدین کیانوری اعتقاد دارد که فرد خاطی را باید بلافاصله لو داد تا نظم کلاس دوباره برقرار شود. آیتالله خلخالی اعلام میکند که این وضعیت با «انگیزاسیون» تفاوتی ندارد. صادق قطب زاده با او موافق است. فیلم به مدت پنجاه و سه دقیقه این نقطه نظرات را بالا و پایین میکند و نکاتی را در مورد بینش سیاسی و اجتماعی جامعه ایرانی برملا میکند که تا امروز نظیرش را ندیدهایم. روی تصاویر پایانی فیلم، دومرتبه صدای ضرب گرفتن مداد خاطی را روی میز میشنویم. رفتهرفته به تعداد مدادها اضافه میشود تا این که همهمه انقلابی به اوج میرسد و نقطه نظر فیلمساز در مورد این قضیه با ظرافت و ایجاز برملا میشود.
/فیلم اولیها/
فیلم اولیها از دیگر ساخته های کیارستمی ومحصول سال ۶۳ است . ایرج کریمی در زمان نمایش فیلم ودر شماره سی ام ماهنام فیلم درباره این ساخته کبارستمی می نویسد :فیلم اولی ها فیلمی آرمانگراست و آنچه را که باید باشد را بازتاب می دهد ونه فقط آنچه است .اولیها از لحاظ دیدگاه هایش ،دررده فیلمهای کودک وحشی تروفو و معجزه گر آرتور پن قرار می گیرد .
به نوشته ایرج کریمی : فیلم" اولیها" هم برای بچه هایی که در آستانه ورود به مدرسه اند وهم برای اولیا و امور مدرسه ها بسیار آموزنده ومفید می تواند باشد .
کیارستمی برای اینکه در بخشهای لطیف دچار سانتی مانتالیسم نشود صحنه های دفتر را در فواصل فیلم تکرار می کند ولی این صحنه ها از فراط تکرار ،فیلم را مخدوش کرده و باعث شده فیلم اولیها به رغم جاذبه ها و جنبه های درخشانش خسته کننده از کار دربیاید .
/خانه دوست کجاست /
خانه دوست کجاست عباس کیارستمی از مهمترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران ودنیا محسوب می شود .«خانه دوست كجاست» در سال 1989 در جشنواره فيلم لوكارنو موفق به كسب جايزه يوزپلنگ نقرهاي، جايزه فيپرشي و جايزه بهترين فيلم معنوي شد. اين فيلم ازسوي انجمن فيلم بريتانيا بهعنوان يكي از 50 فيلمي پيشنهاد شده است كه حتما تا پيش از 14 سالگي آن را بايد تماشا كرد. اين فيلم در شناخت جهاني عباس كيارستمي به عنوان فيلمسازي بزرگ و مولف موثر بوده است. به طوری که كريستيان براد تامپسون فیلمساز دانمارکی سالها قبل در گفت وگویی با نگارنده گفته بود : من كتابي درباره صد فيلم تاريخ سينما نوشتهام كه خانه دوست كجاست؟ عباس كيارستمي، در ميان اين صد فيلم قرار دارد.
/تمجید ورنر هرتزوگ/
ورنر هرتزوگ كارگردان سرشناس سينماي جهان فيلم «خانه دوست كجاست» ساخته «عباس كيارستمي» را يكي از پنج فيلم محبوب خود دانسته است .
/خانه دوست کجاست از نگاه استاد دانشگاه سوربون/
بد نیست بدانید آلن برگان استاد دانشگاه سوربن و مدير دپارتمان تحليل فيلم در مدرسه فميس درباره فيلم خانهي دوست كجاست؟گفته است : كيارستمي توانست در كنار هم قرار دادن سطوح مختلف ساختاري و زيباييشناسي و پيشبرد سرخط منطقي در طول فيلم نويد حضور يك فيلمسازي بزرگ را به جهانيان بدهد. به گفته این استاد دانشگاه منطق اولين فيلم يك داستان يك خطي است كه پسر بچهاي قصد دارد دفترچهاي را از يك روستا به روستايي ديگر ببرد، اين قصه خيلي ساده است و به همين دليل به گفتهي كيارستمي او براي پيدا كردن تهيهكننده درد سرهاي زيادي كشيد. دومين منطق فيلم، منطق جهان شمول قصدها و افسانههاست كه در اين منطق روايي داستان، بچهاي از محيط خود بيرون ميرود و پا به جاهاي ناشناخته ميگذارد و با پيش آمدن مشكلاتي و حل آنها به بلوغ ميرسد و بزرگ ميشود و در عين حال به تناقضات قانون اجتماع پي ميبرد. برگالا كه مدتي هم سر دبير كايهدوسينما بوده است، ادامه داد: در فيلمهاي كيارستمي نجات و رستگاري به تنهايي محقق نميشود و اين كار بايد به وسيله يك راهنما انجام شود و در اينجا هم اين كار به وسيله پيرمرد نجار انجام ميشود. وي كيارستمي را فيلمسازي سنتگرا و در عين حال مدرن دانسته ودر عین حال گفته بود : روايت اين فيلم يك روايت خطي و كاملا مشخص غربي است ولي در عين حال حالت قرينهوار فيلم و تبديل فيلم به دو قسمت مشخص، آن را به شدت شرقي ميكند. وي به منطق هنري چيدمان فضاها در اين فيلم اشاره كرد و گفت: آنچه كيارستمي را از بقيه فيلمسازان ايراني جدا ميكند، شكل بازنمايي ويژه او از فضاست و همانطور كه در مينياتور ايراني، پرسپكتيور وجود ندارد در بسياري از نماهاي فيلم هم با دور شدن فرد، آن شخصيت كوچكتر نميشود و اوج آن در صحنهاي است كه پسر در يك تصوير
Z مانند در حال دويدن است.
/مشق شب/
فیلمی مشق شب دیگر ساختهٔ عباس کیارستمی که در سال ۱۳۶۷ ساخته شد. اين فيلم تحقيقي است مصور درباره تكاليف شب بچه ها. فيلم از زبان خود بچهها به طرح اين موضوع مي پردازد. بي اطلاعي آنها از روش هاي جديد تدريس و سياست هاي آموزشي در مدارس، مهمترين مسائل در اين زمينه هستند كه در فيلم مطرح مي شوند.
كيارستمي خود گفته است كه ايده ساخت اين فيلم زماني به ذهنش رسيده كه متوجه شده فرزندش «بهمن» در انجام تكاليف مدرسهاش با مشكلاتي عمده مواجه است. كيارستمي همچنين «مشق شب» را تحقيق مصور درباره تكاليف شب دانسته كه براي بچهها است، اما بزرگترها بيشتر با آن درگير هستند.
«مشق شب» عباس كيارستمي در قالب 86 دقيقه در كانون پرورش و فكر كودكان و نوجوانان ساخته شده است.
/واکنش تند شهید آوینی به مشق شب/
اما بد نیست بدانید شهید آوینی از مخالفان فیلم مشب شب بود . مسعود فراستی از منتقدان و دوستان شهید آوینی دراین باره گفته :يك روز حوزه هنري فيلم "مشق شب " ساخته "كيارستمي " را در تالار انديشه به نمايش گذاشت .من در تالار نشسته بودم.در ميانه فيلم يك نفر كه دو - سه رديف جلوتر از ما نشسته بود شروع كرد به عليه فيلم موضع گرفتن. ما صدايش را ميشنيديم كه خيلي آتشين عليه فيلم حرف مي زد. من هم به همان شكل داشتم هر چه از دهنم درمي آمد به فيلم و كارگردان مي گفتم. آن بنده خدا كه پشتش هم به ما بود عرقچين سياهي به سر داشت. به بغل دستي ام گفتم اين مرتضي آويني نيست؟ گفت از كجا متوجه شدي؟ گفتم اين "مايه " فقط مي تواند مال او باشد.
/پشتوانه ای از یک شهرت کاذب/
اما شهید آوینی در یادداشتی که درباره فیلم مشق شب می نویسد در بخشی از مطلب خود می آورد :من فیلم « مشق شب » را این گونه توصیف می كنم: ده ها مصاحبه كشدار، تعدادی شات های معمولی تلویزیونی از مراسم صبحگاه بچه های مدرسه، به علاوه پشتوانه ای از یك شهرت كاذب كه می تواند در یك جامعه بیمار سینمایی، یك فیلم معمولی تلویزیونی را به « مشق شب » تبدیل كند. حرف آخر را همین اول بزنیم: تا هنگامی كه « بت پرستی » در میان ما رواج داشته باشد، « آدم ها » بزرگ می شوند نه « حقیقت » و آنگاه رفته رفته « حرف ها و افعال آن آدم های بت شده » جای « حق » را می گیرد و قضایای استدلالی بدین صورت در می آیند: « فلانی اینچنین گفته است و چون فلانی چنین گفته، پس حق همین است.»
/یک فیلم معمولی تلویزیونی/
به عقیده شهید آوینی « مشق شب » یك فیلم معمولی تلویزیونی است و در همین تلویزیون خودمان فیلم هایی به مراتب قوی تر از این ساخته و پخش می شود، چه از لحاظ تكنیك و چه از لحاظ مضمون. منتها آنچه كه كار آقای كیارستمی را ازدیگران تمایز می بخشد ذكاوت روشنفكرانه ایشان در انتخاب مضامین است و اینكه ایشان هر موقع كه اراده بفرمایند همه امكانات فیلمسازی كانون پرورش فكری در اختیارشان قرار می گیرد.
/کلوزاپ/
کلوزاپ از فیلمهای مشهور عباس کیارستمی است . بد نیست بدانید “ناني مورتي” در رم سينمايي اختصاصي دارد و چند سال پيش “كلوزآپ” را در سينماي خود به نمايش گذاشته است. او كه از دوستداران پروپا قرص كيارستمي است از استقبال ايتالياييها از كلوزآپ فيلم مستندي تهيه كرده است.
/ماجرای مخملباف تقلبی/
فیلم بر اساس ماجرایی واقعی ساخته شدهاست. حسین سبزیان یک عاشق سینما وارد خانوادهای میشود و خود را محسن مخملباف معرفی میکند. در پایان فیلم مخلملباف واقعی پیدا میشود و سبزیان در دادگاه میگوید به دلیل علاقه به سینما دست به این کار زدم.این فیلم برای کیارستمی در غرب شهرت فراوانی به همراه آورد. نکته جالب در مورد این فیلم اینست که تمامی بازیگران در نقش اصلی خود بازی میکنند. مثلاً سربازی که سبزیان را در فیلم دستگیر میکند همان سربازی است که واقعا سبزیان را دستگیر کرده است. این فیلم یک نمونه موفق از سینمای مستند است که خط داستانی مشخصی را براساس واقعیت دنبال میکند.
/زندگی ودیگر هیچ/
عباس کیارستمی فیلم "زندگی و دیگر هیچ..." را در سال 70 با فاصله ای اندک از وقوع فاجعه زلزله رودبار و منجیل در این منطقه ساخت که یکی از تاثیرگذارترین و موفق ترین آثار این فیلمساز مولف سینمای ایران محسوب می شود و نگاهی انسانی و متفاوت به این واقعه دارد. فاجعه زلزله رودبار و منجیل که اثرات سوء آن به استان های مجاور نیز کشیده شده بود در شامگاه سی و یکمین روز خرداد 69 به وقوع پیوست و جان بیش از 50 هزار تن از هموطنان عزیزمان را گرفت. سه روز پس از زلزله خرداد ۱۳۶۹ در استان گیلان، پدر و پسری از تهران به منطقه زلزله زده و به جستجوی بابک و احمد احمدپور بازیگران فیلم خانه دوست کجاست؟ میروند. به دلیل راه بندان مجبور میشوند راههای فرعی مختلفی را برای رسیدن به روستای کوکر، محل زندگی پسربچهها طی کنند. پدر و پسر، احمد پورها را تا پایان فیلم نمی بینند اما خبرهایی از سلامت آنها میگیرند.
/ماجرای اختلاف با حسین علیزاده /
سالها پیش حسین علیزاده موسیقی فیلم زندگی ودیگر هیچ را می سازد ولی به گفته علیزاده در گفت وگویی با جواد طوسی در ماهنامه فیلم بعد دوتایی به دلیل یک لج بازی کودکانه به نتیجه نمی رسند علیزاده دراین مصاحبه می گوید من موسیقی فیلم را می خواستم پس بگیرم واو پس داد بعدا خودم آن را با عنوان آوای مهر منتشر کردم اول همه چیز خیلی خوب پیش رفت و با عشق طی دوهفته موسیقی را ساختم و اصلا بحث مالی هم مطرح نبود.فقط من نمی خواستم طرفم در قرار دادکانون پرورش فکری باشد.به گفته علیزاده در فیلمهای کیارستمی چیزی که بلاتکلیف است موسیقی است آقای کیارستمی متوجه نیست که در تصویرهایش چه قدر موسیقی نهفته است پس دست به دامان موسیقی های دیگر می شود واصلا از اساس آن را حذف می کند.به اعتقاد علیزاده در فیلمهای کیارستمی موسیقی حذف شده است همانطور که بقیه قواعد کلاسیک نیز در کارهایش حذف شده است .
به اعتقاد این آهنگساز آقای کیارستمی کلا نگاه خاصی به موسیقی نداشتند یا اینقدر نگاه خاص داشتند که خودشان را با هیچ موسیقی نتوانستند تطبیق دهند .البته از نظر علیزاده کیارستمی فیلمساز با هوش و ذکاوتی است ولی درزمینه موسیقی او اعتقاد نداردکه همیشه این هوش را به خرج داده است .شاید او از دید سینمایی دلایل خودش را داشته باشد اما علیزاده می گوید خوداو هم درموقعیت تماشاگر دلایل خودش را دارم .به نظر علیزاده آقای کیارستمی نمی تواند ادعا کند همانقدر که پایه های ادبیات وشعر را می شناسد موسیقی را هم می شناسد .
/باد مارا خواهد برد/
فيلم «باد ما را خواهد برد»از دیگر ساخته های مشهور «عباس كيارستمي» است که بهعنوان يكي از 10 فيلم برتر سينماي جهان در دهه گذشته از نگاه انجمن منتقدين فيلم ميامي انتخاب شده است . اين فيلم كه برنده جايزه بزرگ هيات داوران و جايزه فيپرشي از جشنواره ونيز بوده است، همچنین بهعنوان يكي از 50 اثر برتر سينماي جهان در دهه گذشته ازنگاه برگزاركنندگان جشنواره تورنتو انتخاب شده بود.
خود کیارستمی درباره فيلم «باد ما را خواهد برد»گفته است :در این فيلم بسياري از عوامل اصلا ديده نشدند، بخصوص محور اصلي آن فيلم پيرزني بود كه همه فيلم درباره او بود، اما خود در اثر حضور نداشت. ديدن اين عوامل وظيفه منتقدان است و كار من نيست. بنده هم هرگاه ميشنوم كه تماشاگر يا منتقدي اين موارد را مورد توجه قرار داده است، به شدت دستخوش هيجان و حتي نوعي هراس ميشوم كه آثار ما با چه دقتي ديده ميشوند.
داستان فیلم باد مارا خواهد برد درباره گروهی روزنامهنگار است که برای تولید فیلمی مستند از آئین سوگواری به روستایی کردنشین میروند. اما پیرزنی که قرار است بمیرد نمیمیرد.
/طوسی وکلاری و مخالفت با فیلم/
بد نیست بدانید چندی قبل وقتی نشستی با حضور کیارستمی و جواد طوسی درباره این فیلم برگزار شده بود كيارستمي در پاسخ به مطلب جواد طوسي مبني بر عدم علاقهاش به «باد ما را خواهد برد» مطرح كرده بود،توضيح داده بود: من ميتوانم به ايشان حق بدهم كه اين فيلم را را دوست نداشته باشند. اولين كسي هم كه «باد ما را خواهد برد» دوست نداشت فردي بود كه آن را از پشت دوربين نگاه ميكرد يعني محمود كلاري كه فيلمبردار «باد ما را خواهد برد» را برعهده داشت. او اولين فردي بود كه اين فيلم را دوست نداشت اما به هر حال عدهاي هم هستند كه اين آثار را بسيار دوست دارند.
کیارستمی براي نمايش “باد ما را خواهد برد” با مشكلات بسياري مواجه بود. شرطهايي مطرح شده بود مبني بر اينكه بخشهايي مربوط به اشعار فروغ و خيام حذف شود ولي كيارستمي كه نمي توانست اشعاري را حذف كند كه در كتاب شعرش نيز در كتابفروشيها به فروش ميرسد. البته او از آن دست فيلمسازان نيست كه بگويند حتي يك فريم از فيلم خود را درنميآورد بلكه حاضراست مثلا 1 دقيقه از فيلمش را حذف كند ولي 30 دقيقه را كه ديگر نميتواند . خصوصا سكانسهايي خوب فيلم را.
/طعم گیلاس/
طعم گیلاس فیلم برگزیده نخل طلای کن تولید مشترک با فرانسه محصول ۱۹۹۷ میلادی است. فیلم درباره مردی است که در حومهٔ شهر تهران، با اتوموبیلش دنبال کسی میگردد که تقاضای پردردسر او را در ازای دریافت ۲۰۰هزار تومان پول انجام دهد.فیلم طعم گیلاس همراه با فیلم ژاپنی «مارماهی» ساختهٔ «شوهی ایمامورا» جایزهٔ نخل طلای جشنوارهٔ کن رادر سال ۱۹۹۷ برد که مهم ترین جایزهای است که سینمای ایران به دست آورده است.در کنار استقبالی که از فیلم شد، «راجر ابرت» منتقد فیلم، طعم گیلاس را در فهرست فیلم های سال ۱۹۹۷ که از آنها متنفر است قرار داده و آن را خسته کننده دانسته است. ابرت در نقدش اشاره کرده پس از تماشای فیلم، «جاناتان روزنبام» منتقد «شیکاگو ریدر» و «دیو کِهر» منتقد «نیویورک دیلی نیوز» که هر دو را قبول دارد، در لابی هتلش ملاقات میکند که معتقد بوده اند فیلم، شاهکار بوده است اما ابرت معتقد است «پادشاهی بدون لباس» دیده است. مجله تایم در خرداد ۱۳۸۸ این فیلم را بعنوان یکی از ۱۰ فیلم برتر تاریخ کن نامید.
/داستان تصمیم یک مرد برای خودکشی/
آقای بدیعی (با بازی همایون ارشادی) مردی میانسال، قصد خودکشی دارد و قبرش را در کنار درختی کنده است. او می خواهد قرص های خوابش را یک جا بخورد و شب در این قبر بخوابد. بدیعی دنبال کسی است که پس از مرگش (صبح فردا) روی جسد او خاک بریزد. در مسیری که برای یافتن چنین کسی پیش میگیرد با افراد مختلفی مانند یک سرباز، طلبهٔ افغان و مردی که کارگر موزهٔ تاریخ طبیعی است رو به رو میشود و از آنها می خواهد فردا صبح سراغ او بیایند و «بیست بیل خاک» روی او بریزند و پاکتی را با ۲۰۰هزار تومان پول که در داشبورد ماشین است به عنوان دستمزد بردارند.سرباز پیشنهاد را رد و به سمت پادگانش فرار میکند، طلبهٔ افغان شروع به موعظهٔ بدیعی میکند و خودکشی را برخلاف تعالیم اسلام و دستورهای قرآن میداند اما کارگر موزه که بعدا معلوم میشود پرندگانی مثل بلدرچین و کبک را برای تاکسیدرمی در موزه شکار میکرده، با تعریف ماجرایی از روز خودکشی خودش و این که چطور«یک توت شیرین مانع خودکشی او شده» پیشنهاد او را قبول میکند. در پایان فیلم هنگامی که منتظر دیدن سرنوشت «بدیعی» هستیم، فیلمبرداری تغییر میکند و تصاویری از پشت صحنه، کارگردان و گروه فیلمبرداری و همایون ارشادی می بینیم که از قبر بیرون آمده است. او در پایان به درک تازهای از معنای زندگی میرسد.
/تباه شدن عمر فیلمسازی توسط نگاتیو/
بد نیست بدانید طعم گیلاس باعث علاقه کیارستمی به سینمای دیجیتال شد . به گفته كيارستمي در نقطهاي كه او سكانس پاياني فيلم طعم گيلاس را فيلمبرداري كرده ، براي اولين بار از دوربين هندي كم (ديجيتال) استغاده كرده است. دور بين ديجيتالي كه باعث شده بود او خطاب به نگاتيو لعن ونفرين بفرستد و آن را باعث تباه شدن 30 سال از عمر فيلمسازيش بداند. او پس از فيلمبرداري فصل پاياني طعم گيلاس بود كه به مزاياي استفاده از دوربين ديجيتال پي برد. اما كيارستمي به اين موضوع اشاره ميكند كه فصل پاياني طعم گيلاس در لابراتوار خراب ميشود و گروه فيلمسازي او فصل بهار را براي فيلمبرداري از دست ميدهد و او مجبور ميشود كه از راشهاي دوربين هنديكم كه از پشت صحنهي اين فيلم تصويبرداري ميكرده استفاده كند.
/آ ب ث آفریقا/
كيارستمي در باره ساخت فيلم «ABC آفريقا»، گفته : قرار بود، من و سيفالله صمديان فيلمي سفارشي را دربارهي بازماندگان «ايدز» در آفريقا بسازيم و هرگز تصور نميكردم، راشهايي كه گرفتهايم، به اين فيلم تبديل شوند و اينگونه بود كه فيلم به گزارشي واقعي از زندگي تبديل شد. به گفته کیارستمی : اين فيلم همانند فيلم «كلوزاپ» تاثير زيادي بر او گذاشت، چون در اين فيلم بود كه با وفاداري به واقعيت توانست، خود را از قيد و بند ميزانسنهاي قراردادي و تصنعي رها كند. برخورد ما با دوربين مانند برخورد دو كودك بود و هرگز بهدنبال اين نبوديم كه سخني را به رخ تماشاگر بكشيم.
به گفتهي او، هشتاد درصد اين فيلم كاملا واقعي است و بيش از اين، واقعيتها را نميتوان ثبت كرد، چون سينماي كاملا مستند دوربين بانكهاست؛ اما به محض انتخاب سوژه و استفاده از دوربين ديگر، مستند مطلق نميسازيم.
/دعوت نامه ای برای کمک به مردم اوگاندا/
کیارستمی در جای دیگری درباره این فیلم گفته : اين فيلم، به عنوان يك فيلم سفارشي براي مركزي كه با بيماري ايدز مبارزه ميكرد ساخته شد، تا در واقع دعوتنامهاي باشد براي ياري و كمك مردم به بازماندگان و مخصوصا كودكان به جامانده در كشور اوگاندا از بيماري ايدز.
وي همچنين دربارهي استفاده از موسيقي در فيلم گفت: اولين فيلمم را با موسيقي شروع كردم اما به تدريج موسيقي از فيلمهاي من حذف شد؛ زيرا به نظر من موسيقي يك نوع اعمال تكليف به تماشاگر است تا او را مكلف كنيم كه در كجاي فيلم احساساتي شود و يا كجا بخندد و يا كجا هيجاني شود و ...
اما در مورد فيلم ABC آفريقا به دليل اينكه در كشور اوگاندا عمدتا صداي موسيقي از خيابان و مراكز ديگر شنيده ميشود و تقريبا هيچ گاه صداي موسيقي قطع نميشود براي ارائه فضاي واقعي اوگاندا از موسيقي استفاده كردم. در واقع استفاده از موسيقي در ABC آفريقا در نهايت وفاداري بوده است.
ده کیارستمی نیز ازساخته های بحث برانگیز ومهم کیارستمی است .نشريه سينمايي معتبر «كايه دو سينما» فيلم «ده» را در فهرست 10 فيلم برتر دهه گذشته سينماي جهان قرار داده است . اين فيلم اولينبار در بخش رقابتي جشنواره كن سال 2002 به نمايش درآمد و پس از آن درجشنوارههاي ادينبورگ، تورنتو، نيويورك، ونكوور، پالم اسپرينگز، روتردام، توكيو و تسالونيكي حضور يافت. پيشتر مجله سينمايي «سايت اند ساوند» انگليس نيز اين فيلم را بهعنوان يكي از 30 اثر برتر دهه اخير معرفي كرده بود.
/فیلمی درباره کل زنان درجهان/
زمانی روزنامهي كاتيمريني درباره فیلم ده از کیارستمی پرسیده بود : فيلم ديگر شما “10” دربارهي زندگي در ايران امروز از نقطه نظر يك زن است. عدهيي ميگويند، اين فيلم يك فيلم افشاگرانه است. آيا شما به يك چنين موضوعي عقيده داريد؟
عباس كيارستمي: فيلم “10” تنها دربارهي زنان در ايران نبود، بلكه دربارهي كل زنان در جهان است، من فكر نميكنم پذيرش يا رد من از سوي مردم جزو مسووليتهايم به حساب آيد. من اين فيلمها را براي تبليغات نميسازم. فيلمهاي من دربارهي مردم است، مردمي كه قرباني ساختار جهاني قدرت ميشوند.
/شیرین : از هو شدن در ونیز تا استقبال در انگلیس /
نمایش فیلم شیرین در جشنواره های مختلف یکی از بحث برانگیز ترین اتفاقات سالهای اخیر سینمای ایران بوده است . این فیلم در جشنواره فیلم ونیز هوشد ولی در جشنواره ای مثل ادینبورگ با استقبال مواجه شد .
/هو شدن در ونیز/
اما شیرین درزمان نمایش خود در جشنواره ونیز با واکنش تند برخی تماشاگران مواجه شد :تماشاگران حاضر در جشنواره فيلم ونيز جديدترين فيلم «عباس كيارستمي» را اثري خستهكننده توصيف و اظهار كردند كه براي تماشاي آن پول خود را دور ريختهاند.
خبرگزاري رويترز درآن زمان نوشت : درحاليكه منتقدين و كارشناسان فيلم پس از نمايش فيلم «شيرين» در بخش خارج از مسابقه، واكنش تقريبا مهربانانهاي به جديدترين ساخته «كيارستمي» داشتند، اما تماشاگران حاضر در ونيز اين فيلم را به باد انتقاد گرفتند.
خارج از محل برگزاري قديميترين رويداد سينمايي جهان يك تابلوي اعلانات تهيه شده است با عنوان «پول ما را برگردانيد» كه تماشاگران با نوشتن جملاتي كوتاه، واكنش خود را به فيلمهاي نمايش داده شده نشان ميدهند كه اغلب با يادداشتهاي تند همراه است.
رويترز گزارش داد، در اين تابلو، فيلم «شيرين» بيش از ديگر فيلمهاي تاكنون نمايش داده شده در جشنواره ونيز مورد انتقاد قرار گرفته است.
/استقبال در ادینبورگ/
نمايش فيلم «شيرين» عباس كيارستمي در جشنواره فيلم «ادينبورگ» با استقبال چشمگير رسانههاي انگلستان همراه شد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، روزنامه «گاردين» در توصيف فيلم «شيرين» نوشت: «اين فيلم يك اثر ابتكاري و خلاقانه است كه شايسته طيف وسيعي از تماشاگران است.»
اين روزنامه آورده است: «فيلم «شيرين» بيانگر اين واقعيت است كه نه حقايق ماوراي فيلم، بلكه تأثير تصاوير روي پرده است كه واكنش عاطفي و حسي تماشاگران را برميانگيزد. كمتر فيلمي مانند «شيرين» توانسته با چنين سادگي تكاندهندهاي، جايگاه زنان در جهان را نمايش دهد.»
گاردين نوشت: «كيارستمي با به تصويركشيدن نماي نزديك از چهرهي 113 بازيگر زن كه يك فيلم ملودرام عاشقانه را تماشا ميكنند، ذكاوت فرهنگي، سياسي و احساسي را نشان ميدهد كه اغلب در جوامع مردسالارانه تنزل يافته است.»
فيلم «شيرين» تاكنون در جشنوارههاي جهاني چون روتردام و سيدني نمايش يافته و براي نمايش در بخش بينالملل جشنواره ماه آينده مونيخ انتخاب شده است.
/شيرين فيلمي به شدت ساختگي و درعين حال واقعي /
خود كيارستمي فیلم «شيرين» را اثري بسيار استثنايي در كارنامه كارياش دانسته و گفته : هربار كه اين فيلم براي تماشاگران نمايش داده شده، همراه با آنان به تماشاي آن نشستهام و هربار اين اثر تازگيهايي برايم داشته است. به اعتقاد کیارستمی : «شيرين» فيلمي به شدت ساختگي و در عينحال به شدت واقعي است. دوست داشتم اين فيلم آخرين اثر كارنامهي كاريام باشد، بنابراين هر فيلمي كه ساختم آن فيلم را يك فيلم به عقب ميآورم. او «شيرين» را فيلمي كاملا تجربي توصيف كرده و گفته : حتي اگر تماشاگران اين فيلم را دوست نداشته باشند ذرهاي به آن شك نميكنم. کیارستمی درباره ساخت اين فيلم گفته : هيچ فيلمنامهاي در كار نبود، دوربين را كار گذاشته بوديم و هر خانمي شش دقيقه به كاغذ سفيدي نگاه ميكرد و فيلم ذهني خود را ميساخت. ما نزديك به هزار دقيقه فيلم داشتيم كه تدوين آن بسيار دشوار بود و نزديك به ششماه طول كشيد تا هركس جايگاه خود را در قصهاي كه بعدا ساخته شد پيدا كرد و پس از آن بود كه صدابرداري انجام و موسيقي انتخاب شد. به گفته او اين فيلم لحظاتي از خصوصيترين احساسات بازيگران زن سينماي ايران را نشان ميدهد و هريك از آنان با حضور دراين فيلم، فيلم ذهني خود را آفريدهاند كه نشانه قدرت بازيگري آنان است
/رونوشت برابر اصل : انقلابی در سینمای کیارستمی/
رونوشت برابر اصل آخرین ساخته کیارستمی است که امسال در جشنواره کن حضور داشت وجایزه بازیگری این جشنواره به ژو لیت بینوش رسید .پیش از این روزنامهي «لوموند» چاپ پاريس از جديدترين پروژه «عباس كيارستمي» در ايتاليا، بهعنوان انقلابي در سينماي اين كارگردان ايراني ياد كرده بود . لوموند در ابتداي گزارش خود آورد: «عباس كيارستمي، معروفترين فيلمساز ايراني و از بزرگترين كارگردانان جهان، بهدور از هياهو، اكنون در ايتاليا بهسر ميبرد و فيلم «كپي برابر اصل» را كه «ژوليت بينوش» در آن نقشآفريني دارد، مقابل دوربين برده است. دوري از ايران و ساخت فيلمي در ايتاليا انقلابي در سينماي كيارستمي است.» لوموند در ادامه با طرح چند پرسش، اساس ساخت اين فيلم را پي ميگيرد؛ علت اين تغيير ناگهاني چيست؟ احترام به فيلم «سفر به ايتاليا» روبرتو روسليني؟ تمايل كيارستمي براي تغيير يا .... بيترديد همهي اينها دخيل هستند. «كيارستمي» در گفت وگو با لومند درباره این فیلم گفته : «بعد از آخرين فيلمهايم، «پنج»، «10» و «شيرين»، بهجايي رسيدم كه خودم را تكرار ميكردم. حركت بهسوي يك سطح حرفهايتر، فوايد زيادي براي من خواهد داشت، حتي اگر از ايدهي سينماييام جدا نشوم.»
/کیارستمی ومعضل همیشگی اکران فیلمهایش/
اين فيلمساز مشهور ايراني همیشه در اظهارات خود با اظهار تأسف از برخي تصميمگيريهاي نادرست در مورد اكران آثار مستقل در ايران گفته است : تصميمگيرندگان ما بيش از هرچيز با فيلمسازان مستقل مشكل دارند، آنها فيلمهاي مرا دوست ندارند و به جاي مردم تصميم ميگيرند كه اين آثار اكران نشود و متأسفانه جوانان ما نميدانند كه اين ماجرا از كجا آب ميخورد و تصور ميكنند، من علاقهاي به اكران آثارم در ايران ندارم.
به گفته
كيارستمي : اين فرضيه كه فيلمهايم را براي اقشار روشنفكر ميسازم و از پيش مخاطبانم را مشخص ميكنم كاملا غلط است، زيرا در ميان دوستان نزديكام افرادي فيلسوف و آرشيتكت وجود دارند كه به من ميگويند، خود تو در قياس با فيلمهايت براي ما بسيار جذابتري. درحاليكه برخي از فيلمهايم در ميان اقشار بيسواد و پايينتر جامعه طرفداراني داشتهاند. بنابراين نخست بايد فيلم را نشان بدهند تا بعد ببينيم، فيلم مخاطب دارد يا نه؟
/فیلمهای نامرئی عباس/
جالب است بدانید کیارستمی زمانی در مصاحبه ای مطبوعاتی در مراکش با اشاره به برخي مميزيها در ايران گفته بود:«من خودم را بهسوي ادامه دادن سوق دادهام و اين واقعيت را قبول كردهام كه فيلمهاي من 12 سال است نامرئي شدهاند.»
/تنها فیلمی که خواستار نمایشش بودند/
زمانی گاردين با اشاره به اينكه «كيارستمي» براي ساخت فيلم «تعزيه» به شهرهاي دورافتاده سفر كرده تا نمايشهاي خياباني پيدا كند، اعلام كرد: «تعزيه» تنها فيلم كيارستمي بوده است كه در ايران خواستار نمايش رسمي آن شدهاند.
كیارستمی دراین باره خاطره جالبی تعریف کرده وگفته : «يكي از شهرها از من درخواست كرد تا آن را نمايش دهد، اما براي اولينبار، اين من بودم كه مخالفت كردم. به آنها گفتم روزي كه همهي فيلمهايم را نمايش دهيد، «تعزيه» را هم ميتوانيد به نمايش بگذاريد
.»
/در هر شرایطی من ایرانی ام/
خبرنگار لوموند زمانی در فرصت كوتاهي كه براي گفتوگو با كيارستمي بهدست آورده بود ، سعي كرده بود اظهارنظر سياسي از اين كارگردان برنده نخل طلا بگيرد؛«اما «عباس كيارستمي» تنها به بيان اين جملات اكتفا كرد: «چيزي كه ميتوانم بگويم اين است كه قصد دارم به كشورم برگردم و بازهم آنجا فيلم بسازم؛ من يك شهروند ايرانيام كه همه فيلمهايم را آنجا ساختهام. در هر شرايطي من حرفهام را كنار نميگذارم.
/فیلمسازی به زبان مادری/
كيارستمي فیلمسازی به شدت علاقه مند به وطن خود است . این سینماگر مشهور ایرانی زمانی که در جشنواره ابوظبی حضور یافته بود با بيان اينكه هنوز هيچچيز او را براي ترك ايران متقاعد نكرده است، گفته بود: «ميخواهم همچنان در كشور خودم و به زبان مادريام فيلم بسازم. اما بهنظر اين كار هر روز سختتر ميشود. انرژي من در حال پايان است و درسوي ديگر مشكلات درحال بزرگ شدن هستند.»
/
ایران را ترک نمی کنم/
کیارستمی با تاكيد دوباره بر اينكه ايران را ترك نخواهد كرد، گفته بود: «آنچه از ايرانيهايي كه كشور را ترك كردهاند مشاهده كردهام، پيامد چندان مثبتي نبوده است. من هيچ انتقادي از آنهايي كه ايران را ترك ميكنند، ندارم. اگر بهمن قبادي فكر ميكند درخارج از ايران شرايط بهتري براي ساخت فيلم دارد، به او تبريك ميگويم
.»
درمورد خود من، شخصا اعتقادي به ترك ايران ندارم. جايي كه شبها ميتوانم آرام بخوابم، خانهام است. ما فيلم ميسازيم تا زنده بمانيم. صرفنظر از اينكه چه شرايطي وجود دارد، خانهي من، در انتهاي يك كوچه بنبست، جاييست كه در آن زندگي ميكنم و هيچچيز مرا براي ترك آن متقاعد نكرده است.»
/در پی تصویری مهربان تر و صمیمی تر/
عباس كيارستمي فیلمساز جهانی سینمای ایران همیشه در آثارش به دنبال ارائه چهره ای مثبت از ایرانیان بوده است . خود کیارستمی زمانی به گاردین گفته : «در تمام فيلمها خواستهام اين است كه تصويري مهربانتر و صميميتر از انسانيت و كشورم را به نمايش بگذارم.»
اين كارگردان سينماي ايران در گفتوگويي با «آنجليكو كريسافيس»، خبرنگار روزنامه گاردين با ابراز ناراحتي از تبليغات منفي عليه ايران در سطح بينالمللي، گفتهبود : « بنابراين در تمامي فيلمهايم، هدفم اين است كه تصويري مهربان و صميمي از انسانها و كشورم را به نمايش بگذارم.»
وي افزوده بود : «هرروز صبح كه بيدار ميشوم، به همسايههايم سلام ميكنم. اين همان چيزي است كه دوست دارم در فيلمهايم بهتصوير بكشم؛ دوستي و عشق ميان مردم.»
/سفیری برای غرب نیستم/
کیارستمی همیشه در صحبتهایش «خود را سفيري براي ايران در غرب ندانسته است .او دراین باره توضيح داده : «من مثل يك درخت هستم؛ درخت بهخاطر اينكه از زمين رشد كرده و بيرون آمده، نسبت به آن احساس مسووليت ندارد، بلكه بايد ميوه، برگ و شكوفه بياورد. من هيچ وظيفهاي براي تصحيح شناخت اشتباه از كشور و فرهنگام ندارم. من چهكسي هستم كه چنين وظيفهاي داشته باشم. ازسوي ديگر، تعداد كساني كه فيلمهاي مرا ميبينند را با كساني كه تحت تاثير رسانههاي جمعي غرب هستند مقايسه كنيد! من چه كاري ميخواهم انجام دهم؟»
فیلمشناسی
کارگردان
نان و کوچه (فیلم کوتاه)
زنگ تفریح (فیلم کوتاه)
دو راه حل برای یک مسئله (فیلم کوتاه)
همسرایان (فیلم کوتاه)
مسافر (۱۳۵۳)
گزارش (۱۳۵۶)
قضيه شکل اول، شکل دوم (۱۳۵۸)
اولیها (۱۳۶۳)
خانه دوست کجاست؟ (۱۳۶۵)
مشق شب (۱۳۶۷)
کلوزآپ (۱۳۶۸)
زندگی و دیگر هیچ (۱۳۷۰)
زیر درختان زیتون (۱۳۷۲)
طعم گیلاس (۱۳۷۶)
باد ما را خواهد برد (۱۳۷۸)
آ. ب. ث. آفریقا (۱۳۷۹) آ. ب. ث. آفریقا محصول سال ۲۰۰۱ ایران و فرانسه است
ده (۱۳۸۰)
پنج (۱۳۸۲)
بلیتها (۱۳۸۳)
جادههای کیارستمی (۱۳۸۴)
رومئوی من کجاست؟ (یکی از اپیزودهای هر کس سینمای خودش) (۲۰۰۷ میلادی)
شیرین (۲۰۰۸ میلادی)
کپی برابر اصل (۲۰۰۹ میلادی)
[ویرایش] نویسنده
گزارش (۱۳۵۶)
اولیها (۱۳۶۳)
کلید (۱۳۶۴)
خانه دوست کجاست؟ (۱۳۶۵)
کلوزآپ (۱۳۶۸)
زندگی و دیگر هیچ (۱۳۷۰)
سفری به دیار مسافر (۱۳۷۲)
زیر درختان زیتون (۱۳۷۲)
سفر (۱۳۷۳)
بادکنک سفید (۱۳۷۳)
طعم گیلاس (۱۳۷۶)
بید و باد (۱۳۷۷)
باد ما را خواهد برد (۱۳۷۸)
طلای سرخ (۱۳۸۲)
ده (۱۳۸۰)
بلیتها (۱۳۸۳)
جادههای کیارستمی (۱۳۸۴)
کپی برابر اصل (۲۰۰۹ میلادی)
[ویرایش] جوایز
جایزه ویژه هیات داوران جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان تهران ۱۹۷۰
جایزه اول بخش روایی چهارمین جشنواره بینالمللی فیلم جیفونی ایتالیا برای فیلم تجربه ۱۹۷۴
جایزه ویژه هیات داوران نهمین جشنواره بینالمللی فیلم کودکان و نوجوانان تهران برای فیلم مسافر ۱۹۷۴
جایزه تلویزیون ملی ایران در نهمین جشنواره بینالمللی فیلم کودکان و نوجوانان تهران برای فیلم مسافر ۱۹۷۴
دیپلم افتخار منتقدان، یازدهمین جشنواره بینالمللی فیلم کودکان و نوجوانان تهران برای فیلم لباسی برای عروسی ۱۹۷۶
جایزه اول جشنواره فیلمهای آموزشی مکزیکو برای فیلم دو راه حل برای یک مسئله ۱۹۷۶
نامزد نخل طلایی جشنواره کن برای فیلم زیر درختان زیتون ۱۹۹۴
برنده نخل طلایی جشنواره کن برای فیلم طعم گیلاس ۱۹۹۷
نامزد شیر طلایی جشنواره ونیز برای فیلم باد ما را خواهد برد ۱۹۹۹
برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره ونیز برای فیلم باد ما را خواهد برد ۱۹۹۹
نامزد نخل طلایی جشنواره کن برای فیلم ده ۲۰۰۲
دریافت دکترای افتخاری دانشسرای عالی پاریس (اکول نرمال سوپریور)
دریافت نشان شوالیه ادب و هنر وزارت فرهنگ فرانسه